زیبایی در یک عصر دلگیر...

مرتضی را کشتی...!

ناصر را کشتی...!

من را هم. . . !

زیبایی تو بی رحمانه بود!

تنها،

برای لحظه ای پا به کافه گذاشتی

و دنیا را کشتی...!!!

 

پ.ن:

عجیب است دوستان! ما از هر طرف به دیوار پشت می کنیم ، دیوار دیگری می بینیم

ما بد شانس بودیم ،

پایمان در سطح صاف پیچ خورد و دقیقا جایی که افتادیم دیوار فرو ریخت

ما نتوانستیم با زیبایی تو کنار بیاییم ، قلبمان از جا کنده شد و نیمه شب ، خود را

از سقف آویختیم ، اما دوباره بد شانسی آوردیم و سقف فرو ریخت. . . !!!


/ 2 نظر / 19 بازدید
سبا

به تو که فکر می کنم حادثه ی یازدهم سپتامبر تکرار می شود و من با تمام صلابتم در یک لحظه فرو می ریزم س.د. شاد باشید و برقرار

محمد

آفرین پسر . چه کردی با این نوشته . آفرین . آفرین